معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
465
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
و از اين لطيفتر آنست كه در اين چهار باب محبّت از يك جانب است و محبّت بنده با حقّ تعالى از هر دو جانب « يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ » . مثنوى مولوى قدّس سرّه عاشقى گر زين سر و گر زان سر است * عاقبت ما را بدان شه رهبر است ملّت عاشق ز ملّتها جداست * عشق اسطرلاب اسرار خدا است هر چه گويم عشق را شرح و بيان * چون بعشق آيم خجل باشم از آن گرچه تفسير زبان روشنگر است * ليك عشق بىزبان روشنتر است چون قلم اندر نوشتن مىشتافت * چون بعشق آمد قلم بر خود شكافت عقل در شرحش چو خر در گل به خفت * شرح عشق و عاشقى هم عشق گفت آفتاب آمد دليل آفتاب * گر دليلت بايد از وى رو متاب قوله تعالى « إِنَّا لَنَراها فِي ضَلالٍ مُبِينٍ » زنان مصر زليخا را در آن عشق و محبّتش ديدند مذمّتش نمودند ، و به ضلالتش نسبت كردند ، آرى خاصيت عشق آنست كه هر كه قدم در آن راه نهد او را به بىراهى و ضلالت منسوب دارند . يعقوب در آتش عشق مىسوخت و فرزندانش به ضلالت ملامت مىكردند كه « تَاللَّهِ إِنَّكَ لَفِي ضَلالِكَ الْقَدِيمِ » . زليخا در بوتهء مهر مىگداخت و زنان مىگفتند « إِنَّا لَنَراها فِي ضَلالٍ مُبِينٍ »